{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p3

#درخواستی
#فیک_شما؟

ته رانندگی کرد تا دم بیمارستان که ات بیدار شد
_کجاییم؟
ته: خونه
_تهیوووووونننننننگگگگگگگگ میکشمت
ته: خب چیکار کنم وقتی لج میکنی و نمیای
_من پیاده نمیشم
ته: کی گفت تو قراره پیاده شی به پرستارا میگم فشارت افتاده اونا میان اینجا
_نههه من فرار میکنم
که ات در رو باز کرد و با تمام سرعتش فرار کرد
ته: یا خدا این مگه مریض نیست
و ته تقریبا نیم ساعت دنبالت اومد و بالاخره گرفتت ث با صورت عصبانی که هر لحظه ممکنه چک بخوری مواجه شدی که انتخاب مرده با پای خودت بری تو ماشین بشینی
پرستارا و دکتر اومدن داخل ماشین و تورو معاینه کردن و تو جز سکوت کار دیگه ای بلد نبودی چون ته اومده بود صندلی پشت نشسته بود و محکم تورو گرفته بود تا تکون نخوری و معاینع که تموم شد دکتر روبه ته گفت
دکتر: چیز خاصی نیست سرما خوردگی با قرص حل میشه ولی برای تبش امپول میدم
_نهههههه(داد) نه منظورم اینه که اونم قرص بدین
دکتر: متاسفم... شما میاین داخل یا پرستار بیاره
پرستار: اقای دکتر همرام هست امپول همینجا میزنم براشون
ته: خب ات هروقت دردت اومد دست رو فشار بده
پرستار: خب عزیزم استین بلوزت رو بده بالا... خب سه دو یک
و یک دفعه ات بجای اینکه دست ته رو بگیره دستش رو گاز میگره
ته: ایییی دستم من گفتم رو بگیر نگفتم گاز که ایییی
پرستار: تموم شد
_ اااا واقعا؟ درد نداشت
ته: اگه نداشت چرا دستم رو گاز گرفتی نگاه چه کبودی هم شده
_دلم خواست یکم سر به سرت بزارم وگرنه هیچی حس نکردم
ته: بریم خونه فقط
_بریم
دیدگاه ها (۴)

p4

p5

p2

p1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط